A particularly difficult one?…

A question asked by a reader from a political analyst:

ـ در گزارشهائی از ايران گفته شده است که در تظاهرات خيابانی در کنار «مرگ بر ديکتاتور» شعارهای ديگری نظير «انتخابات آزاد»، «رفراندوم»، «دولت به رأی ملت» و… سرداده شده‌اند. از سوی ديگر در حالی که سران جنبش سبز در ايران خواست انتخابات آزاد را طرح می‌کنند، برخی وابستگانشان در خارج از رفراندوم سخن می‌گويند. در برخی از نوشته‌ها و تحليل‌ها ـ گاه از سوی يک نويسنده! ـ همه اين شعارها با هم و همراه هم تأئيد می‌شوند. بدون آن که در نظر گرفته شود، هر يک از اين شعارها پيش‌شرط‌ها، الزامات و پيامدهای خاص خود را دارند. و شما، به نظر می‌رسد، هيچ يک از اين شعارها را مناسب لحظه سياسی کنونی ندانسته و بر ضرورت تکيه بر نابسامانی وضع مردم و حمله به سياست‌های رژيم در زمينه‌های اقتصادی تأکيد می کنيد، آن هم به منظور بسيج همه «مردمی که از وجود اين رژيم آسيب می بينند» اين تصوير ظاهراً آشفته را چگونه در ذهن خود منظم کنيم؟

Given the above question, we can infer that the person asking it

a- believes that the green movement has certainly advanced to a stage that requires more than street demonstrations and chanting slogans.

b- is also substantiating a chaotic condition of the green movement that may be in part due to its key players’ inconsistency of actions.

c- appreciates, but is not sold on the current state of efforts and slogans that the green movement is subscribing to, particularly in countering the regime’s economic policies.

d- is an emphatic advocate of mobilizing all who suffer at the hands of this regime, against it.

This entry was posted in Uncategorized. Bookmark the permalink.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *



You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>